close
تبلیغات در اینترنت
شعر بسیار جانسوز درباره حضرت فاطمه معصومه (س)

اين بخش از وبسايت، فعال نمي باشد

عضويت در خبرنامه


اين بخش از وبسايت، فعال نمي باشد

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

اين بخش از وبسايت، فعال نمي باشد

ورود به سايت

نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟

اين بخش از وبسايت، فعال نمي باشد

آمار سايت

اين بخش از وبسايت، فعال نمي باشد

  • شعر بسیار جانسوز درباره حضرت فاطمه معصومه (س)

    http://up.fadac.ir/up/karballa/Pictures/ahlebeit/h-masoome/hazrate_masoume.jpg

    الا ای مه که جلوت می دهی خورشید انور را

    به نور جلوه خود می پرانی چشم اختر را

    الا ای دختر موسی که عیسی زنده می سازی

    دخیلم گوشه چشمی بنده از خاک کمتر را

    تویی تالی زهرا س کز شمیم فاطمی بویت

    پدر پیش از ولادت بر تو داده نام مادر را

    تو مصداق صداقت هستی و در باور عالم

    نباشد انتظار دیگری دخت پیمبر را

    ز حلم و علم و ایثار و وقار و عصمت و غیرت

    تجلی میکنی آئینه وش زهرای اطهر را

    اگر چه فاطمه هستی ، تورا معصومه میخوانند

    که با نامت نلرزانند دل ساقی کوثر را

    تویی تسکین هر درد و یقین دارم اگر بودی

    نمیکشت آن غل و زنجیرها موسی بن جعفر را

    تو آن بانوی پر مهری که همچون عمه ات زینب

    گواهی میدهد هر عضو تو داغ برادر را

    تو هم دنبال دلبر کو به کو رفتی ولی چشمت

    ندیده از برادر غرق در خون جسم بی سر را




    عمه جانم عمه جانم هر چه دارم از تو دارم

    رخصتم ده تا که عمه سر به زانویت گذارم

    من غلام نامت هستم دلخراب جامت هستم

    دست خود از دامن تو تا ابد من بر ندارم

    آسمانی من زمینم ابر عشقی من همینم

    یک نظر بر عاشقت کن تو گلی من همچو خارم

    جام پر مهر ولایی مظهر لطف خدایی

    من هنوزم که هنوز است از لب لعلت خمارم

    کربلا می خواهم از تو در شب کوچت پرستو

    کربلا را من ندیدم چون گره خورده به کارم

    وقت فوتت گریه کردی از غم هجر برادر

    فوت غمبارت عزیزم کوه غم را کرده بارم

    هر سه شنبه با دل و جان سوی قبر تو دویدم

    کی شود که پاگذاری روی قبر و بر مزارم

    کل ایران شد گدا نه کل عالم شد گدایت

    کی توانم عمه جانم عاشقانت را شمارم

    لحظه های آخر خود تشنه ی روی رضایی

    کاش می شد از لب او بوسه بر رویت بیارم

    از اینجا به بعد زبانحال حضرت معصومه (س) با برادرش امام رضا (ع)

    ای برادر آی و من را مست جام عشق خود کن

    همچو باران بهاری از غم هجرت ببارم

    ای برادر همچو زهرا قامتم گشته کمانی

    یک نظر از روی غم کن بر من و حال نزارم

    از غم مسمار و سینه گشته جانم پر ز آتش

    میرسد بر گوش عالم تا ابد داد و هوارم

    بین کوچه مادر ما دست و می زد برادر

    اشک چشم مادرم شد خیسی چشمان تارم

    سروده جعفر ابوالفتحی

    وبلاگ اشعار مذهبی

     

     

     

     

    گدایم من گدایم من گدای خانه ی بی بی

    زده پر مرغ قلب من به سوی لانه ی بی بی

    کجا می گردی ای جانم رواق خانه ی او را

    رواق قلب غمگینم بود کاشانه ی بی بی

     

     

    رضا جان وقت پرواز پرنده از قفس گشته

    بیا تا کوی معصومه تویی دردانه ی بی بی

    رضا، معصومه می خواهد به دیدارت شود نائل

    پر از غمهای هجرت شد دل یکدانه ی بی بی

    که چون زهرا به بستر او فتاده درد و غم دارد

    بسان مادر پاکش نگر او قد خم دارد

    برادر جان ببین بی تو خزان گشته بهار من

    در این اوقات تنهایی ببین حال نزار من

    ز هجر روی غمگینت پر از درد است جان من

    کلید مشکلات من به دست توست یار من

    ببین از پای افتادم ببین چون برگ بر بادم

    تو هستی عشق دیرینم تو ماه شام تار من

    بیا در این دم اخر برایم گریه کن داداش

    بیا با پلک مشکینت قدم نه بر مزار من

    منم مست نگاه تو تویی مست نگاه من

    خمار جام تو بودن همین باشد گناه من

    چو زهرا قامتم خم شد ز ظلم و کینه جان من

    چو بردم نام زیبایت گرفت آتش زبان من

    کنار چشم خیس من تو از مادر مگو چیزی

    نکن تازه برادر جان غم و داغ نهان من

    و مادر بود و مردی بد، به مادر تازیان می زد

    گمان کردم که مادر مرد ، بکن باور گمان من

    زبانه می کشید آتش ، ز درب بیت آل الله

    غم مادر ز جان برده ، همه تاب و توان من

    مدینه ظلم دیرینه، مدینه، میخ در، سینه

    مدینه ناله ی مادر، مدینه پر شد از کینه

    تو ای زیبای شهر قم، دمی بر ما نظر انداز

    در هفت آسمان را بر، دل عشاق خود کن باز

    و من غم می خورم از هر، غم قلب غمین تو

    که راه عشق و مستی شد ز غمهای شما آغاز

    ببین بلبل به عشق تو بخواند نغمه از جانش

    تویی معنای هر بیتم تویی معنای هر آواز

    تویی باران رحمانی، تو عشق جمله مستانی

    ندارم قلب با تقوا، ز خاک خلقتم دل ساز

    هزاران باغ عشق و نور، غبار کوی تو پرورد

    و قلب عاشقنت شد ز داغ عشق تو پر درد

    سروده جعفر ابوالفتحی

    وبلاگ اشعار مذهبی

عکس

درباره سايت

  • بسم رب الحسین باعرض سلام و تشکر بخاطر بازدیدتون از این سایت این وب سایت با هدف ترویج فرهنگ حسینی و عاشورایی راه اندازی شده و تصمیم دارم که اونقدر خدمت کنم تا یک بار دیگه چشمم به شیش گوشه اربابم بیافته همین برام بسه شما هم از دعای خیرتون مارو محروم نکنین و با نظراتتون باعث پیشرفت این وب سایت شوید یاحسین...

پربازديدها

عکس

موضوعات سايت

.:سایت جامع عاشورا:.

منوی کاربری

کدبازان>